هر فرد نا مسلمان منصفی با خواندن مطالب زير ايمان ميآورد که قران کلام خدا است
چه رسد به افرادی که مسلمان هستند
جمله ”بسم الله الرحمن الرحيم“ 19 حرف است، و در آيه 74:30 و 74:31 سوره مدثر در مورد جهنم آمده است:
"مأمورينش نوزده نفرند. و مأمورينش را جز فرشتگان قرار نداديم،
و تعداد آنها (عدد 19) را فقط برای امتحان كافران معين كرديم، تا اهل كتاب ايمان بياورند و ايمان مؤمنين زيادتر شود
و اهل كتاب و مؤمنين ديگر شکی نداشته باشند؛ و بيماردلان و كافران گويند خدا با اين مثل چه خواسته است؟
خدا هر كس را بخواهد گمراه ميكند (مطابق قوانينش بی راه ميگذارد) و هر كس را بخواهد هدايت ميكند ..."
ما ميدانيم که عدد 19 عدد اول ( prime number ) است. عدد اول عددی است كه فقط بر خودش و بر يك قابل تقسيم باشد.
افراد مختلفی در گذشته و حال سعی کرده اند که به رمزهای معجزات رياضی قرآن پی ببرند.
در گذشته، يکی از اين افراد پيگيری های زيادی در اين مورد انجام داد و به موفقيت های زيادی "در اين مورد" رسيد.
در سالهای اخيرآقای كورش جم نشان كه در زمان حاضر در تهران زندگی ميكند با يك ماشين حساب كوچك به نتيجهای رسيد
كه شما ميتوانيد آن را امتحان كنيد. او شماره هر سوره را با تعداد آيات آن بصورت زير جمع كرد:
|
|
جمع |
|
تعداد آيه |
|
شماره سوره |
|
زوج |
8 |
= |
7 |
+ |
1 |
|
زوج |
288 |
= |
286 |
+ |
2 |
|
فرد |
203 |
= |
200 |
+ |
3 |
|
زوج |
180 |
= |
176 |
+ |
4 |
|
فرد |
125 |
= |
120 |
+ |
5 |
|
... |
... |
|
... |
|
... |
|
... |
... |
|
... |
|
... |
|
زوج |
118 |
= |
5 |
+ |
113 |
|
زوج |
120 |
= |
6 |
+ |
114
|
|
جمع زوج ها |
جمع فردها |
|
جمع آيه ها |
|
جمع سوره ها |
|
6236 |
6555 |
|
6236 |
|
6555 |
قابل توجه است كه تعداد زوجها 57 عدد و فردها نيز به همان تعداد يعنی 57 عدد ميباشد كه اين خود به تنهائی يك معجزه است.
اما معجزه ديگر اينست كه اگر حاصل جمعهای زوج را با هم جمع كنيم 6236 بدست می آيد كه مساوی است با تعداد كل آيههای قرآن.
و معجزه ديگر اينكه اگر حاصل جمعهای فرد را با هم جمع كنيم 6555 بدست ميايد كه مساوی است با جمع كل شماره سورههای قرآن.
و معجزه ديگر اينكه اگر رقمهای 6555 را با رقمهای 6236 جمع كنيم، عدد 38 بدست ميآيد كه خود ضريب 19 دارد:
2 X 19 = 38 = (6+2+3+6) + (5+5+5+6)
همانطور كه تعداد سورههای قرآن ضريب 19 دارد: 6 X 19 = 114
لطفا توجه كنيد كه اگر تعداد آيههای قرآن را كم يا زياد كنيم يا فقط جای سورهها را با هم عوض كنيم
ديگر چنين روابطی وجود نخواهد داشت،
و اين نشان دهنده اينست كه تعداد آيات قرآن همين اندازه و ترتيب سورهها نيز به همين ترتيب بوده
و در نتيجه قرآن نميتواند كار دست انسان باشد.
آقای عبدالله اريك متوجه شدند كه
در چهار كلمه "بسم" و "الله" و "الرحمن" و ”الرحيم“ 18 رابطه رياضی وجود دارد.
و يک رابطه ديگر را آقای مهندس جواد رحمانی بدست آورده اند که روی هم 19 رابطه ميشود.
كه با محاسبه ارزشهای عددی حروف الفبای عربی (كه در قديم به آن ابجد ميگفتند) به آن رسيد.
حروف ابجد 28 حرف عربی را نشان ميدهد كه بترتيب از يك تا هزار بترتيب زير شماره گذاری شده:
ارزشهای عددی حروف ابجد
|
ا = 1 |
ك = 20 |
ق = 100 |
|
ب = 2 |
ل = 30 |
ر = 200 |
|
ج = 3 |
م = 40 |
ش = 300 |
|
د = 4 |
ن = 50 |
ت = 400 |
|
ه = 5 |
س = 60 |
ث = 500 |
|
و = 6 |
ع = 70 |
خ = 600 |
|
ز = 7 |
ف = 80 |
ذ = 700 |
|
ح = 8 |
ص = 90 |
ض = 800 |
|
ط = 9 |
|
ظ = 900 |
|
ی = 10 |
|
غ =1000 |
لازم به تذكر است كه اين ارزشهای عددی حروف الفبای عربی
مانند ارزشهای عددی حروف لاتين (Roman Numerals) قرنهاست كه مورد استفاده بوده است.
19 حرف بسم الله الرحمن الرحيم و ارزشهای ابجدی مربوطه:
|
شماره حرف |
عربی |
ارزش ابجدی |
بسم |
|
1 |
ب |
2 |
|
|
2 |
س |
60 |
|
|
3 |
م |
40 |
|
|
4 |
ا |
1 |
الله |
|
5 |
ل |
30 |
|
|
6 |
ل |
30 |
|
|
7 |
ه |
5 |
|
|
8 |
ا |
1 |
الرحمن |
|
9 |
ل |
30 |
|
|
10 |
ر |
200 |
|
|
11 |
ح |
8 |
|
|
12 |
م |
40 |
|
|
13 |
ن |
50 |
|
|
14 |
ا |
1 |
الرحيم |
|
15 |
ل |
30 |
|
|
16 |
ر |
200 |
|
|
17 |
ح |
8 |
|
|
18 |
ی |
10 |
|
|
19 |
م |
40 |
|
معجزه رياضی ”بسم الله الرحمن الرحيم“
چهار كلمه و 19 حرف ( بسم الله الرحمن الرحيم ) چنان با يكديگر، بنابر يك سيستم رياضي متشكل گرديده است
كه با دانش و احساس بشری غير قابل انجام ميباشد. اين سيستم قابل تعمق، بر اساس ارزشهای ابجدی اين حروف بدست ميايد
كه اطلاعات مورد نياز برای شرح آن بطور خلاصه در زير نشان داده شده است.
چهار كلمه ”بسم الله الرحمن الرحيم“ شماره حروف عربی هر كلمه و ارزشهای ابجدی آنها:
|
شماره كلمات |
تعداد حروف |
ارزشهای ابجدی |
جمع ارزشها |
|
1 ب س م |
3 |
2/60/40 |
102 |
|
2 ا ل ل ه |
4 |
1/30/30/5 |
66 |
|
3 ا ل رح م ن |
6 |
1/30/200/8/40/50 |
329 |
|
4 ا ل ر ح ی م |
6 |
1/30/200/8/10/40 |
289 |
|
|
جمع 19 |
|
جمع ارزشها 786 |
1- بسم الله الرحمن الرحيم 19 حرف است.
2- اگر شماره ترتيب هر كلمه را بنويسيم، بعد از هر شماره تعداد حروف آن را بنويسيم
عدد 13243646 بدست ميايد كه قابل قسمت به 19 است.
(شماره ترتيب هر كلمه برای تشخيص بهتر قرمز نوشته شده):
19 X 19 X 36686 = 13243646
3- اگر ترتيب كلمات را با شماره آن از آخر بنويسيم باز ضريب 19 دارد:
46362413 = 19 X 2440127
4- اگر بجای تعداد حروف هر كلمه جمع ارزش ابجدی آن را پس از شماره ترتيب آن بگذاريم باز قابل قسمت به 19 است:
110226633294289 = 19 X 5801401752331
5- اگر ارزش ابجدی هر حرف را پس از شماره ترتيب كلمه بگذاريم، باز قابل قسمت به 19 است:
1260402130305313020084050413020081040 =
19 X 66336954126595422109686863843162160
6- اگر پس از شماره ترتيب هر كلمه حاصل جمع تعداد حروف هر كلمه را با مجموع ارزشهای ابجدی آن كلمه بگذاريم
باز ضريب 19 دارد. يعنی:
110527033354295 = 19 X 5817212281805
(3 + 102 = 105), (4 + 66 = 70), (6 + 329 = 335), (6 + 289 = 295)
7ـ اگر پس از شماره ترتيب هر كلمه تعداد حروف هر كلمه را به اضافه مجموع حروف كلمات قبل از آن بگذاريم باز ضريب 19 دارد
1327313419 = 19 X 69858601
(0 + 3 = 3), (3 + 4 = 7), (3 + 4 + 6 = 13), (3 + 4 + 6 + 6 = 19)
8- اگر پس از شماره ترتيب هر كلمه حاصل جمع ارزش ابجدی هر كلمه را باضافه مجموع ارزشهای ابجدی قبل از آن بگذاريم
باز ضريب 19 دارد يعنی:
1102216834974786 = 19 X 58011412367094
چون (102 + 66 + 329 + 289 = 786), (102 + 66 + 329 = 497), (102 + 66 = 168)
ميباشد.
9- اگر ارزش ابجدی هر حرف از 19 حرف (بسم الله الرحمن الرحيم) را قبل از شماره ترتيب آن حرف بگذاريم
( عدد 62 رقمی بدست ميايد) باز ضريب 19 دارد يعنی:
21602403 1430530657 183092001081140125013 11430152001681710184019 =
19 X 113696858647 ...)
زير اعداد مربوط به هر يك از چهار كلمه )بسم الله الرحمن الرحيم( خط كشيده شده است. اين خط کشی برای درك نكات بعد مفيد ميباشد.
10- اگر شماره ترتيب هر كلمه (4 و 3 و 2 و1) را در آخر هر عددی كه زير آن خط كشيده شده است اضافه كنيم
عدد جديدی بدست ميآيد (عدد 66 رقمی) كه باز هم ضريب 19 دارد.
216024031 14305306572 1830920010811401250133 114301520016817101840194 =
19 X 113696855849 …)
11- اگر پس از هر كلمه بجای شماره ترتيب (1 و2 و 3 و 4) مجموع ارزشهای ابجدی هر كلمه (102 و 66 و 329 و 289) را بگذاريم،
يك عدد 73 رقمی بدست خواهد آمد كه باز هم ضريب 19 دارد.
2160240310214305306576618309200108114012501332911430152001681710184019289 =
19 X 111369685843 …)
12- در اين مرحله ارزشهای ابجدی هر كلمه 102 و 66 و 329 و 289 را در ابتدای هر كلمه ميگذاريم، باز هم عدد 73 رقمی جديدی بوجود ميآيد كه ضريبی از 19 است.
1022160240366143053065732918309200108114012501328911430152001681710184019 =
19 X 5379790738 …)
13- برای هركلمه (بسم الله الرحمن الرحيم) نكات زير را مينويسيم:
1- تعداد حروف هركلمه، مثلاً كلمه " بسم " از 3 حرف تشكيل شده (برای تشخيص برنگ قرمز نوشته شده).
2- جمع ارزش ابجدی هر كلمه، مثلاً كلمه " بسم " جمع ارزش حروف آن 102 ميباشد.
3- ارزش ابجدی هر حرف در هر كلمه، مثلاً كلمه " بسم " از حروف (ب، س، م) تشكيل گرديده
كه ارزش هر حرف به ترتيب ( 2 و 60 و 40 ) ميباشد.
اگر پس از تعداد حروف هر كلمه جمع ارزش ابجدی هر كلمه و بعد ارزش ابجدی هر حرف آن كلمه را بگذاريم
يك عدد 48 رقمی بوجود ميآيد كه باز ضريب 19 دارد.
310226040466130305632913020084050628913020081040 =
19 X 1632768634 …)
14- در اين مرحله پس از تعداد حروف هر كلمه ارزش هر حرف آن كلمه و بعد جمع ارزش حروف آن را مينويسم
كه اين بار هم عدد 48 رقمی بدست می آيد كه باز هم ضريبي از 19 ميباشد.
326040102413030566613020084050329613020081040289 =
19 X 1716000539 …)
15- اگر شماره ترتيب حروف هركلمه را با شماره ترتيب حروف كلمههای بعد جمع كنيم
عددی 12 رقمی بدست ميآيد كه باز هم ضريبی از 19 ميباشد.
123 + 4567 + 8910111213 + 141516171819 =
150426287722 =
19 X 7917173038
16- اگر شماره ترتيب هر كلمه را پس از شماره ترتيب حروف هر كلمه بگذاريم عدد 23 رقمی بدست ميآيد
كه باز هم ضريبی از 19 ميباشد
123145672891011121331415161718194 =
19 X 648135120479 …)
17- اگر تعداد كلمات "بسم الله الرحمن الرحيم" (4) را اول بنويسيم و تعداد حروف (19) آن را بعد از آن بنويسم
و بعد حاصل جمع ارزش ابجدی (786) آن را بنويسيم عدد 6 رقمی بوجود ميايد كه ضريبی از 19 ميباشد.
(برای تشخيص زير آن اعداد خط كشيده شده است).
4 19 786 = 19 X 22094
18- اگر رقم های رابطه 17 را برعکس بنويسيم ضريب 19 خواهد داشت.
36206 x 19 = 4 91 687
19- اگر شماره آيه )بسم الله الرحمن الرحيم( كه اولين آيه قرآن است بنويسيم و بعد تعداد حروف آن (19) را بنويسم
و بعد تعداد حروف هر كلمه را بنويسيم باز ضريبی از 19 ميباشد.
174 X 19 X 19 X 19 = 3466 19 1
بايد توجه داشت که هر يکی از اين رقمها اگر بخواهد درست سر جای خود قرار گيرد احتمال آن يک به 10 ميباشد.
چون احتمال بين صفر تا 9 را دارد.
برای مثال: در شماره 4 عدد 102 شامل رقم های 1 و 0 و 2 می باشد و عدد 66 شامل رقم های 6 و 6 می باشد
و عدد 329 شامل رقم های 3 و 2 و 9 می باشد و عدد 289 شامل رقم های 2 و 8 و 9 می باشد، لذا امکان
درست کردن آن يک ميليون ميليارديم يعنی ( 10 به توان 15 - ) يعنی 1000000000000000 / 1 می باشد.
اگر چهار کلمه ای که در "بسم الله الرحمن الرحيم" وجود دارد برای اينکه ارقامش مطابق حساب ابجد 19 بار قابل تقسيم به 19 باشد،
امکان آن 19 بار 19 / 1 ضرب در 19 / 1 است.
يعنی 37589973457545958193355601 / 1
آيا فكر ميكنيد اين روابط رياضی تصادفی است ؟
اگر اينطور فكر كنيد خيلی بی انصافی كردهايد و خواستهايد با كمال بی انصافی اين حقيقت بزرگ را
كه قرآن كلام خدا است و نه تنها كار محمد (ص) و تمام مردم آن زمان نيست،
بلكه حتی مردم اين زمان هم با وجود كامپيوتر نميتوانند چهار كلمه پيدا كنند كه اينهمه روابط رياضی داشته باشد.
چون بيشتر اين روابط بايد در قالب 1?2?3?4? = 19 X … باشد.
يعنی بجای علامت سؤال پس از شماره ترتيب بايد عدد خاص آن چهار كلمه وجود داشته باشد.
مطابق محاسبهای كه با كامپيوتر شده، احتمال مرحله 2، برابر يك در 189753 ميباشد
و احتمال مرحله 2 و 4، كمتر از يك در 36 ميليارد ميباشد
و احتمال مرحله 2 و 4 و 5، كمتر از يك در 6.832 كاترليون ميباشد.
در نتيجه احتمال تصادفی بودن اين 19 رابطه تقريباً صفر يعنی محال است.
اندكی فكر كنيد و منصفانه قضاوت كنيد كه آيا محاسبه اين روابط كار مردم 14 قرن پيش عربستان است؟ چه رسد به يك شخص.
آيا اين روابط نشان دهنده يك وجود بسيار بسيار دانا و حسابگر كه خدا باشد نيست و پيامبری محمد (ص) و الهی بودن قرآن را نشان نميدهد؟
حالا كه معلوم شد قرآن واقعاً كلام خدا است،
آن را با دقت هر چه بيشتر بخوانيد و در آيات آن انديشه و فكر كنيد تا راه درست زندگی را پيدا كنيد.
چند معجزه رياضی ديگر
کلمه اسم 19 بار در قرآن آمده است
· كلمه (الله) بدون حساب الله كه در ”بسم الله الرحمن الرحيم“ اول سورهها است، 2698 بار يعنی 19 X 142بار آمده است.
· كلمه (الرحمن) كه يکی از صفات انحصاری خدا است، 57 بار يعنی 19 X 3 بار
· و كلمه (رحيم) كه بصورت صفت خداوند آمده 114 بار يعنی19 X 6 بار آمده است
(كلمه رحيم 9:128 سوره توبه در مورد صفت پيغمبر اسلام (ص) ذکر شده است، نه در مورد صفت خداوند).
· سوره علق كه 5 آيه اول آن اولين آياتی است كه به پيغمبر (ص) نازل شده 19 سوره مانده به آخر قرآن يعنی سوره 96 قرآن است
و 5 آيه اول آن كه اولين آياتی است كه بر پيغمبر (ص) نازل شده 19 كلمه دارد و 76 حرف است يعنی19 X 4 = 76
· سوره علق 19 آيه و 285 حرف يعنی 19 X 15 حرف دارد.
· سوره ناس آخرين سوره قرآن (سوره 114) است و 6 آيه دارد يعنی 19 X 6 = 114
· سوره نصر سوره 110 قرآن كه بقولی آخرين سورهای است كه بر پيغمبر(ص) نازل شده 19 كلمه دارد و آيه اول آن 19 حرف دارد.
· 9 آيه اول سوره قلم سوره 68 قرآن كه دومين آياتی است كه به پيغمبر (ص) نازل شده، 38 كلمه دارد كه مساوی 19 X 2 ميباشد.
· 10 آيه اول سوره مزمل سوره 73 قرآن، سومين آياتی است كه بر پيغمبر (ص) نازل شده كه 57 كلمه دارد يعنی57 = 19 X 3
· حرف ”ق“ در سوره ق (سوره 50) و در سوره شوری (سوره 42)
كه در حروف مقطعه اول اين دو سوره ذكر شده 57 بار تکرار شده است يعني 19 X 3
در تمام حروف مقطعه قرآن اين روابط رياضی وجود دارد كه حدود 200 رابطه است.
· حرف ”ن“ در سوره قلم (سوره 68) 133 بار آمده است يعنی 133 = 19 X 7
· حروف ”ی“ و ”س“ در سوره يس ( سوره 36) 285 بار آمده است يعنی: 285 = 19 X 15
· حرف ”ص“ در سوره اعراف (سوره 7) 97 بار و در سوره مريم (سوره 19) 26 بار
و در سوره ”ص“ (سوره 38) 29 بار آمده كه جمع آن در سه سوره (152 = 97+ 26 + 29) می باشد
يعنی: 152 = 19 X 8
در قرآن هفت سوره پياپی (سوره های 40 تا 46) وجود دارد كه با حم "ح" و "م" شروع ميشود.
اين سورهها با هم روابط رياضی عجيبی دارند كه نامی جز معجزه بر آنها نميتوان گذاشت.
· اگر تعداد ”ح“ و ”م“ اين هفت سوره را جمع كنيد عدد 2147 ميشود كه مساوی است با 19 X 113
و اگر ”ح“ های اين هفت سوره را جدا و ”م“ های آنها را جدا جمع كنيد و بعد رقمهای بدست آمده را باهم جمع كنيد
درست همان عدد 113 بدست ميايد.
منظور از رقمها عدد نيست مثلاً رقمهای عدد 380، (3) و (8) و (0)، و رقمهای عدد 64 ، (6) و (4) ميباشد.
· در اين هفت سوره تعداد ”ح“ و ”م“ بترتيب
· در سوره مؤمن يا غافر (سوره 40) ، 64 و 380،
· در سوره فصلت (سوره 41)، 48 و 276،
· در سوره شوری (سوره 42) ، 53 و 300
· در سوره زخرف (سوره 43) ، 44 و 324
· در سوره دخان (سوره 44) ، 16 و 150
· در سوره جاثيه (سوره 45) ، 31 و 200
· در سوره احقاف (سوره 46) 36 و 225 ميباشد.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 2147
= 19 X 113
حالا اگر رقمهای اين اعداد را با هم جمع كنيم:
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 113
می بينيم حاصل جمع اين رقمها درست 113 يعنی مساوی خارج قسمت 2147 به 19 است.
· حالا اگر همين كار را با سه سوره اول (سوره 40 و 41 و 42) بكنيم باز
می بينيم حاصل جمع ”ح“ و ”م“ های اين سورهها را اگر به 19 تقسيم كنيم مساوی حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ اين سه سوره ميشود.
64 + 380 + 48 + 276 + 53 + 300 = 1121 = 19 X 59
6+4+3+8+0+4+8+2+7+6+5+3+3+0+0 = 59
· حال اگر 4 سوره بعد يعنی سورههای 43 و 44 و 45 و 46 را مورد امتحان قرار دهيم باز همين رابطه بدست می آيد.
44 + 324 + 16 + 150 + 31 + 200 + 36 + 225 = 1026 = 19 X 54
4+4+3+2+4+1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5 = 54
· حال اگر ”ح“ و ”م“ سه سوره 41 و 42 و 43 را با هم جمع كنيم 1045 ميشود
كه اگر آنرا تقسيم به 19 كنيم عدد 55 بدست ميايد كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
48 + 276 + 53 + 300 + 44 + 324 = 1045 = 19 X 55
4+8+2+7+6+5+3+3+0+0+4+4+3+2+4 = 55
· حال اگر ”ح“ و ”م“ چهار سوره 44 و 45 و 46 و 41 را با هم جمع كنيم عدد 1102 بدست ميايد
كه خارج قمست آن به 19 عدد 58 بدست ميايد كه با حاصل جمع رقمهای ”ح“ و ”م“ مساوی است.
16 +150 + 31 + 200 + 36 + 225 + 64 + 380 = 1102 = 19 X 58
1+6+1+5+0+3+1+2+0+0+3+6+2+2+5+6+4+3+8+0 = 58
حالا شما سعی كنيد با كامپيوتر 14 رقم ديگر پيدا كنيد كه چنين خاصيتی داشته باشند.
حالا فكر كنيد كه اگر بخواهيد هفت مقاله بنويسيد كه ”ح“ها و ”م“ های آن چنين خاصيتی داشته باشند.
چه زمانی بايد صرف كرد؟
حالا فكر كنيد اگر کسی بخواهد بطور عادی هفت سخنرانی بكند كه چنين روابطی در آن وجود داشته باشد، امكان دارد يا نه؟
با توجه به اينكه خداوند در آيه 29:48 سوره عنكبوت به پيغمبر (ص) ميفرمايد:
" تو قبلاً كتابی نخوانده بودی و با دستت چيزی ننوشته بودی
چون در آن حال كسانی كه در صدد باطل ساختن رسالت تو هستند شك ميكردند"
يعنی پيغمبر سواد خواندن و نوشتن نداشت.
شما سعی كنيد با كامپيوتر 14 رقم ديگر پيدا كنيد كه چنين حالتی داشته باشد تا بدانيد قرآن نميتوانسته كار پيغمبر بيسواد 14 قرن پيش باشد.
بلكه تمام مردم آن زمان هم نميتوانستهاند چنين كاری بكنند
و بيائيد واقعاً سعی كنيد چهار كلمه مثل (بسم الله الرحمن الرحيم) بسازيد كه 19 رابطه رياضي در آن باشد.
يا حتی سه رابطه رياضی از لحاظ حروف ابجد در آن باشد.
البته توجه داشته باشيد در آن زمان چرتكه هم وجود نداشته، چه رسد به ماشين حساب و كامپيوتر
منبع:
نوشته شده توسط رامین در یکشنبه بیست و ششم مهر 1388 ساعت 15:53 موضوع | لینک ثابت
منبع:امام زمان مهدی موعود اباصالح منجی قائم
نویسنده: مریم شمس
مقــدمه:
با كشف حقایق جدید در علم جنینشناسی، انسان در برابر اعجاز نهفته در قرآن كه به مراحل آفرینش جنین اشاره نموده سر فرود آورده، چرا كه اینگونه مطالب در چهل و اندی آیه و دهها حدیث شریف آمده و در طول پانزده قرن خطوط اصلی در زمینه این علم را ترسیم نموده و هم اكنون آن را علم جنینانسانی مینامند. هرقدر كه انسان در مطالعهی آیات كریمهی قرآن كه به علوم مختلف اشاره نموده، تعمق كند و آن را با حقایق ثابت علمی كه به تدریج كشف میشود مقایسه نماید، ایمان و یقین وی به خداوند و قرآن و آنچه رسول خدا صلى الله علیه وسلم از جانب خداوند آورده میشود. دكتر كیثمور استاد تشریح و جنینشناسی در دانشگاه اوتاوای كانادا بر این عقیده است كه: «هر چه انسان حقایق جدیدتری را كشف كند در واقع میبیند كه همان حقایق موجود در قرآن را تكرار كرده است»(1).
علم جنینشناسی مطالعه خلقت انسان از ابتدای تشكیل تخمك لقاح یافته با اسپرم تا انتهای تشكیل جنین و خروج آن از رحم مادرش بعد از نه ماه است.
تاریخ شروع این علم با چنین معنایی به قرن هفدهم بر میگردد، زمانیكه میكرسكوپ به دست دو دانشمند به نامهای هام و هوك در سال 1677 اختراع شد كه درخلال آن اسپرم مرد را كشف كردند. سپس دانشمندی به نام دوگراف، تخمك را كشف كرد كه نام وی را بر آن گذاشتند و فولیكول دوگراف نام گرفت. نقش اصلی تخمك و اسپرم، در اواخر قرن هفدهم شناخته شد و مراحل مختلف تكامل جنین و تفاصیل دقیق تشریحی آن در قرن بیستم آشكار شد و علم روز به روز در این زمینه مطالب جدیدتری را كشف میكند.
اگر بعضی از دانشمندان اسلامی را كه تكوین جنین را از طریق آیات كریمه و احادیث شریفه، شرح دادند استثناء كنیم، بشر تا اواسط قرن هفدهم از این علم اطلاعات ناقص و غلطی داشت. ارسطو در قرن چهارم قبل از میلاد كسی بود كه نظرات و كتابهای وی تا قرن هفدهم میلادی در مجامع علمی، مقدس به شمار میرفت. وی عقیده داشت كه جنین از اتحاد منی با خون حیض تشكیل میشود و حال آنكه در قرآن كریم همین بس كه اینگونه تذكر میدهد: «ویسئلونك عن المحیض قل هو أذی فاعتزلوا النساء فی المحیض... »(2).
پزشك انگلیسی به نام هاروی كه گردش بزرگ خون را كشف كرد (و قبل از وی دانشمندی به نام ابن النفیس گردش كوچك خون راكشف كرده بود) در سال 1651 عقیده داشت كه رحم، جنین را ترشح میكند. و حال آنكه
این مطلب یك خطای فاحش علمی است. و طبق فرموده قرآن كریم، رحم قرار مكین برای نطفه است: «ولقد خلقنا الانسان من سلاله من طین، ثم جعلناه نطفه من قرار مكین»(3)و یا: « ألم نخلقكم من ماء مهین، فجعلناه فی قرار مكین»(4).
در سال 1675 میلادی، پزشكی بنام مالپیگی عقیده داشت كه جنین به شكل بسیار كوچكی در داخل تخمك قرار دارد و اسپرم وظیفهای جز فعال كردن تخمك ندارد. و دانشمندانی به نام هام وهوك كه كاشف میكرسكوپ و اسپرم بودند، عقیده داشتند كه جنین به شكل بسیار كوچكی در داخل اسپرم قرار دارد و تخمك وظیفهای جز تغذیه و فعال كردن آن ندارد. تا اینكه در قرن هجدهم دو دانشمند به نامهای ولف و اسپالانزانی آمدند و ثابت كردند كه جنین از نطفه زن و مرد به طور یكسان تشكیل میشود؛ همان حقیقت علمی كه امروزه شناخته شده است و مسلمانان از زمان نزول قران كریم، آن را در كتاب خدا میخوانند و همین حقیقت باعث خضوع و خشوع و یقین آنها هر روز بیشتر از روز قبل میشود: «یا أیها الناس إنا خلقناكم من ذكرو أنثی»(5)یا « انّا خلقنا الانسان من نطفه أمشاج نبتلیه فجعلناه سمیعاً بصیراً»(6).
درهمان زمانی كه یك شخص یهودی از پیامبر درباره خلقت انسان میپرسد و پیامبر صلی الله علیه وسلم در جواب میفرماید: «یا یهودی من كلِّّّ یخلق، من نطفة الرجل و نطفة المرأة
در سال 1839 دو دانشمند به نامهای شوآن و اشلیدن، كشف كردند كه بدن انسان مجموعهای از سلولها است و جنین از سلول واحدی تشكیل یافته كه همان تخمك لقاح یافته است كه تقسیم و تكثیر میشود. یعنی در واقع جسم انسان كه تقریباً از صدها میلیارد سلول تشكیل شده، از یك سلول بنام سلول تخم نشأت گرفته است. قرآن هم تكثیر سلولی را اساس تكثیر حیات میداند:
«انّ الله خالق الحبّ و النوی، یخرج الحیّ من المیّت و مخرج المیّت من الحیّ ذلكم الله فأنّی تؤفكون»(8).
تقسیم سلولی كه تمایز سلولی ( یا انفلاق سلولی) عبارت بهتری برای آن است، به معنی تقسیم و تمایز سلول به دو قسمت مساوی است و این یك عمل اصلی فیزیولوژی است كه بواسطه آن موجودات زنده تكثیر میشوند لذا خداوند تعالی از خودش با صفت «برب الفلق» یاد كرده یعنی سبب زندگی و تكثیر آن و سورهای را با نام «فلق» نامگذاری كرده است.
تا اواسط قرن بیستم، نقش تخمك و اسپرم در تعیین جنسیت ژنتیكی جنین در انسان شناخته نشده بود اما پس از كشف كروموزمهای جنسی توسط دانشمندانی به نامهای«ون وینوانتر» و «پانتر» و «تئولیدان» این پدیده شناخته شد. یونانیها معتقد بودند كه تعیین جنسیت با اسپرم مرد است، اگر اسپرم از بیضه راست خارج شود، جنس نوزاد مذكر میشود و اگر از بیضه چپ خارج شود نوزاد مونث میشود. و بعضی دیگر گمان داشتند كه اگر جنین در سمت راست رحم رشد كند مذكر میشود و اگر در سمت چپ رشد كند مؤنث میشود. ارسطو هم كه معتقد بود فرزند مذكر مربوط به هیجان روحی مرد هنگام آمیزش است و اگر فاقد آن باشد، فرزند مؤنث میشود.
در قرآن كریم به وضوح اشاره شده كه نطفه (چه نطفه مرد باشد چه زن) اساس تعیین جنسیت جنین است كه مذكر شود یا مؤنث: «و انّه خلق الزوجین الذكر و الانثی، من نطفه اذا تمنی»(9) مراحل اساسی تكامل جنین از مرحلهی نطفه امشاج تا مرحلهی علقه، مضغه، عظام و لحم (كه قرآن كریم این نامهای علمی را به آنها داده) در واقع با شكل و خصوصیات میكروسكپی آنها مطابقت دارد با توجه به اینكه در طول همه این مراحل جنین از چند میلیمتر تجاوز نمیكند و علم جنینشناسی كه در نیمه دوم قرن بیستم پدید آمد، چنین وصف قرآنی را از طریق میكروسكوپ تأیید نمود.
احادیث شریفهای نیز بعضی از این آیات كریمه را در مورد جنین توضیح میدهد، مانند تعیین مدت زمانی كه در آن اعضای جنین تشكیل میشود در اواخر قرن بیستم توسط علم جنینشناسی این مطلب كشف شد كه لحم و عظام و سمع و بصر و اعضای جنسی از هفته هفتم بارداری شروع به تشكیل شدن نموده و تا ماه ششم كامل میشود. و این مصداقی است برای قول رسول اكرم صلی الله علیه وسلم كه فرمود:
«اذا مرّ بالنطفه اثنتان و أربعون لیله بعث الله الیها ملكاً فصوّرها و خلق سمعها و بصرها و جلدها و لحمها و عظامها. ثم قال یا رب أذكر أم أنثی؟ فیقضی ربّك ماشاء و یكتب الملك»(10)
هر گاه چهل و دو شب از انعقاد نطفه بگذرد خداوند فرشتهای را مأمور میكند تا آن را صورت نگاری كرده و گوش و چشم و پوست و گوشت و استخوان آن را بیافریند،سپس میگوید پروردگارا، او مرد باشد یا زن؟ و خداوند آنچه را كه بخواهد حكم میدهد و فرشته مینویسد.
بنابراین در بسیاری از آیات قرآن اعجاز طبی در زمینه جنینشناسی پزشكی به خوبی مشهود است. در اینجا به بررسی اینگونه آیات پرداخته و پس از آوردن نظرات متفاوت در این زمینه، به نقد و بررسی آنها پرداخته و نظر معتدل بیان خواهد شد. برخی از اینگونه آیات به خوبی نشانگر اعجاز طبی قرآن بوده و برخی دیگر، در چارچوب تعریف اعجاز قرار نمیگیرند فلذا میتوان از آنها به عنوان «شگفتیهای آفرینش انسان درقرآن» یاد كرد
برگرفته ازمؤسسه أم الكتاب مركز تحقیقاتی تخصصی قرآن كریم
پـی نـوشـت:
(1) من علم الطب القرآنی، ص32.
(2) بقره/ 222.
(3) مؤمنون/ 12 و 13.
(4) مرسلات/ 2 و 21.
(5) حجرات/ 13.
(6) انسان/ 2.
(7) مسند احمدبن حنبل.
(8) انعام/ 95
(9) نجم/ 45 و 46.
(10) من علم الطب القرآنی/ ص 36
نوشته شده توسط رامین در سه شنبه بیست و یکم مهر 1388 ساعت 7:46 موضوع | لینک ثابت

|
نوشته شده توسط رامین در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 23:46 موضوع | لینک ثابت
داكتر نظمى خلیل أبو العطاء
"و در روى زمین قطعه زمینهائى در كنار هم قرار دارد،در حالی کهدر آنها باغهای انگور، کشت و درخت های خرما ا نوع صنو و غـیر صن وجود دارد، که همه با یک آب آبیاری میشوند ولی از نظر غذائی آنها را بر یکدیگر برتری میدهیم! دراین موارد برای کسانیکه فکر میکنند نشانه هائی وجود دارد ". ـ جدارهاى کوچک کنار هم ناهمگون هستند:در زمان محمد انسان می دانست که خاکهای زمین با هم فرق میکنند، ولی اینکه خاک دو مزرعه کوچک چسـبیده به هم نیز دقـیـقـاً یکی نیستند، از عـلـم امـروزی بشر است که با امکانات پیچیده علمی امروزی آنرا بدست آورده استــصفات و خصوصیات میان درختان به صِنو و غیر صِـنـو بودن آنها بستگی دارد. صفات و خصوصیات میان درختان به صنو و غیر صنو بودن آنها بستگی دارد:درختی که از درخت دیگر روئیده باشد صِـنـْـو نامیده می شود و درختی که از بذر روئیده باشد غیر صنو نامیده می شود. آیه صفات و خصوصیات درختان را به صنو و غیر صنو بودن آنها مربوط می داند. واقعیت هـم همین است. درخت صِنو (یعنی درختیکه از درخت دیگری روئیده باشد) تمامی صفات و خصوصیاتوراثتی درخت مادر خود را دربـردارد. یعنی از نظر رنگ، طـعـم، مـزه و غــیـره دقـیـقـاً مانـنـد درخـت مـادر است. ولی درخـتی که از بذر روئیده باشد، صفات و خصوصیات آن ترکیبی است از صفات و خصوصیات درخت مادر بعلاوه صـفـات و خصوصیات درخت پدر (که به درخت مادر تـلـقـیح شده است ـ در
![]() |
|
دروقت ریختن باران بعضى از بكتریا قوت زیاد در خود می آبد |
موارد مزبور نشانه هائی وجود دارد:{وفی الأرض قطعٌ متجاورات وجنّاتٌ من أعنابٍ وزرعٌ ونخیلٌ صنوانٌ وغیر صنوان یسقى بماء واحد ونفصّل بعضها على بعض فی الأكل إنّ فی ذلك لآیات لقوم یعقلون} [ سوره رعد] آیه 4 (منظور از وجود "نشانه ها"، وجود هدایت خداوندی است). آیه این موضوع را مطرح می کند که در صورت نبودن هدایت پشت پدیده ها اگر بنا می بود چیزی بروید، در یک خاک و از یک آب منطقاً می بایست فقط یک نوع گیاه می رویید، نه اینکه مثلاً درخت خرما در انواع خاکها بروید.چنانکه می دانیم در موجودات زنده از جمله گیاهان عنصری وجود دارد که گیاه را هدایت می کند. این عنصر که ژن نامیده می شود اطلاعاتی از ویژگیهای پدیده خود را با خود دارد که بنابر آن اطلاعات، پدیده خود را هدایت می کند.خداوند در سوره انعام مى فرماید: " و این اوست که از ابر باران میفرستد، با آن جوانه های انواع رستنیها را در میآوریم، و از جوانه ماده سبز را درمی آوریم، که با آن ماده سبز دانه های خوشه ای درست میکنیم، و از تاره های نـخل پَـنگهای خـوردنی درست می کنیم، و باغهای انگور و زیتون و انار که ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند را درست می کنیم" مفهوم آیه: همه گیاهان ماده سبز درست می کنند که آن بنوبه خود دانه و ثمر درست می کـند:در سلول گیاهی کیسه های غشائی هست که در آن موادی درست می شود که کلروفـیل نامـیـده می شود. کلروفـیل به معنی «ماده سبز گیاهی و سبزینه» است که معادل آن در عربی «خـَضِـر» است (یعنی همان چیزیکه در آیه مطرح شده است). این ماده سبز (خضر) انرژی نوری خورشید را جذب می کند و به انرژی شیمائی تـبـدیـل می کند. ریشه های گیاه آب و مواد معدنی را از خـاک می مکـنـد کـه بـطـرف بـرگـها رسـانـده می شـوند و بـرگـهـا نیز از هوا دی اکسید می گیرند، بعد خَـضِر (یعـنی کـلـروفـیلها)، مواد غـذائی مورد نیاز درخت را تولید می کنند که به سراسر آن صادر می شـود و بدنه درخت و مــیــوه و ثــمــر آن را درست می کـند.کیسه غشائی (کلروپلاست) که درسلول قرار دارد بطور متوسط یک پانصدم میلیمتر است. سلول برخی از گیاهان صدها عدد از آن دارند. درون آن انبوهی غـشـاء وجود دارد. که در آنها خَـضِـر (ماده سبز، کـلـروفـیـل) وجود دارد.
ــ نخل، انگور، زیتون و انار ترکیبات مشترک زیادی دارند ولی همانند نمائی نمی کنند: ثمر نخل و انگور و انار و زیتون ضمن اینکه هـمانـنـد نـمـائی نمی کـنـنـد تـرکـیـبـات مـشـتـرک زیادی دارند. از جـمـلـه:هـمـه آنها روغن، آب، پروتئین، مـواد معدنی و مواد قـندی دارند. {وأنبتنا فیها من كل شیءٍ مّوزون} [سوره حجر ]آیه 19" و در زمین هر نوع گیاهی را در تعادل و توازنی آفریدیم"همه درختان و گیاهان از مواد اساسی مشترکی سـاخـتـه شده اند از جمله: کربن ـ اکسیژن ـ نیتروژن و فسفـر. تنها اختلاف میان انواع گـیـاهـان و انـواع درخـتان با همدیگر در اندازه هر یک از عناصر مزبور در آنهاست. یعنی هـر کدام از آنها
در تعادل و توازنی از عناصر مزبور هستند.
رطبیا خرما:خرما از نظر پزشكی بسیار با ارزش است( دائرة المعارف پزشكی اسلام) آرام بخش و ملیّن و محرك قلب است و از فراموشی جلوگیری می كند. برای ناراحتیهای تنفسی به طور كلی و به ویژه برای تنگی نفس( آسم) مفید است. خرما لینت آور، مدِرّ و مقوی قویه باه است. و با توجه به تمام خواص و تركیباتش می توان آن را غذایی كامل و نیروبخش دانست. ضماد آرد هسته خرما برای شفای بیماریهای چشمی مخصوصاً ورم قرنیه و چشم درد مفید است.الله تبارك وتعالى مى فرماید: و تنه نخل را تکان بده، رطب تازه را بر تو خواهد ریخت. بخور و بیاشام و به آرامش و شادابی برس...". سوره مریم :25- 26 .آیه خطاب بهمریم مادر عیسی مسیح است که هنگام ولادت حضرت عیسی از مردم فاصله میگیرد و بجای دوری از شهر می رود تا وضع حمل
کند و اندوهگین بوده است. خداوندخطاب به وی می گوید رطب تازه بخورد و توان و آرامش پیدا کند و شادمان بشود. رطب ثمر درخت خرما پیش از خرما شدن است. و آنچه در تصویر می بینیم مرحله نیمه رطب بودن آنست، و تقریباً 400 نوع درخت خرما وجود دارد که ثمرهای آنها اندازه ها و رنگها و مزه های گوناگون دارد. در این آیات چند اعجاز علمی وجود دارد:ــ آرامش و شادمانی در رطب. رُطـَب یکی از مراحل ثمر نخل است (قبل از خرما شدن آن). این غذا از میزان بالائی از مواد کربوهیدرات برخوردار است و مواد قندی آن به 75 درصد می رسد. بدن با استفاده از آن انرژی و گرمای بالائی را تولید می کند. رطب میزان بالائی از پروتئینها، ویتامینها و املاح معدنی گوناگونی مانند کلسیوم و سدیم دارد که بدن به آنها احتیاج دارد. و بدن را گرم و شاداب می کند. و چنانکه میدانیم وضعیت روحی زن هنگام زایش تأثیر زیادی روی راحتی یا سختی زائیدن دارد. بمیزانی که راحت باشد و مشکلاتی نداشته باشد، عمل زایش را راحتر انجام میدهد. و هر چه گرفتاری و ناراحتی های روحی و گرفتاری داشته باشد عمل زائیدن برای وی سختر میشود.ــ خوردن رطب در آسـتانـه زایـش: درِ رحـم پـیـش از زایـمـان دو و نـیم س
انتیمتر مکعب است ولی هنگام زائیدن به بیش از 750 سانتیمتر مکعب میرسد. رطب موادی دارد که باعث انبساط رحم میشود و زایش را آسانتر و راحت تر میکند.رطب احشاء درون روده ها را نرم و تمیز میکند، و این امر باعث راحت تر و آسانتر شدن زایمان میشود. ــ نوشیدن پس از خوردن: رطب و هر شیرینی دیگری برای اینکه بتواند خوب و سریع حل و جذب بشود، انسان باید پشت سر آن آب بخورد.ـــ رطب از جمله مواد غدائی است که خیلی سریع هضم و حل و جذب میشود. رطب از دهان تا تبدیل شدن به انرژی فقط بیست دقیقه طول میکشد.پـرورش و رشـد دانـه: در قرأن کریم ذكر شده است: { وترى الأرض هامدة فأنزلنا علیها الماء اهتزت وربت وأنبتت من كل زوج بهیج } [سوره حج] آیه 5 " و زمین را بی گـیـاه می بـیـنـی ولی هـمـیـنـکـه آب بر آن نازل می کنیم به جـنـب و جـوش درمی آیـد و می پـرورانـد و انـواع گـیـاهـاننـشـاط انـگـیـز را می رویـانـد
"!اعجاز علمى : با نازل شدن آب بر زمین، زمین به جنبش در می آید، پروریده می شود و میرویاند: در خاک دانه های بسیار ریزی وجود دارد که ما آنها را نمی بینیم. قطر آنها از جمله حول و حوش 3 هزارم میلیمتر است. هر کدام از آنها از معادن مختلف تشکیل شده اند و شکل هر یک از آنها به شکل صفحه صفحه (لایه لایه) روی هم است. از آنجا که دانه ها از معادن مختلف تشکیل شده اند همینکه باران بر آنها ببارد صفحه ها بار الکتریسیته مختلف بخود می گیرند و این باعت ایجاد جنبش آن صفحه ها میشود. و جنبش آنها باعث نفوذ آب میان آنها میشود. بعد دانه ها با مواد غذائی درون خود که از مادر به ارث برده اند پروریده می شوند و بعد می رویند. دقیقاً همان مراحل و وضعیتی که قرآن گفته است.
المصدر: داكتر نظمى خلیل أبو العطاء
منبع:
http://www.55a.net/firas/farisi/?page=show_det&id=50&select_page=20
نوشته شده توسط رامین در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 23:45 موضوع | لینک ثابت

قرآن بارها سخن از مشرقها و مغربهای زمین به میان آورده است؛ مانند: "...مشارق الأرض و مغاربها..." سورهی اعراف، آیهی 137 و " ربّ السّموات و الأرض وما بینهما و ربّ المشارق" سورهی صافات، آیهی 5 و " فلا أُقسم بربّ المشارق و المغارب..." سورهی معارج، آیهی 40.
چنانچه زمین مسطح بود و نه كروی، مشرقها و مغربها با دغدغه رو به رو بود و بر فرض كرویت است كه هر آن، مشرقها و مغربها تصور دارد. به دیگر سخن، مشرقها و مغربهایی كه از ناحیهی طول جغرافیایی و از سوی عرضهای جغرافیایی تصور دارد، مشمول "مشارق و مغارب" قرآن است، و مردم عصر نزول قرآن، تا اندازهای چنین چیزی را میدانستند (گرچه سرزمین حجاز از این امر بی خبر بود).
زراره گوید از امام صادق (علیهالسلام) شنیدم كه فرمود: مردی با من همراه شد كه نماز مغرب را شب هنگام (بعد از وقت مغرب) و نماز صبح را در فجر كاذب (قبل از طلوع فجر صادق) به جا میآورد و من (امام صادق) نماز مغرب را هنگام غروب آفتاب و نماز صبح را وقتی كه فجر صادق پدید میآمد به جا میآوردم.
آن مرد به من گفت: چرا شما نیز مانند من عمل نمیكنی؟ زیرا خورشید برای گروهی، پیش از آنكه برای ما طلوع كند طلوع میكند و نیز وقتی از افق ما غروب میكند، برای گروه دیگری (كه در مغرب ما قرار گرفتهاند) هنوز در حال طلوع است و غروب نكرده است.
من (امام صادق) به او گفتم: (ما باید افق خودمان را در نظر بگیریم) بر ماست كه نمازمان را هنگام غروب خورشید به جا آوریم و هنگامی كه فجر (صادق) طلوع كرد نیز فریضهی صبح را بخوانیم و بر آنان (كه در مغرب ما زندگی میكنند) است كه وقتی خورشید از افقشان غروب كرد، نماز خویش نیز به جا آورند.
از بیان امام صادق (علیهالسلام) و آن مرد، چنین فهمیده میشود كه تا اندازهای اختلاف افق مشخص بوده است؛ زیرا چنین گفتمانی جز با كرویت زمین فرض ندارد.
پیشینهی فرضیّه كرویت زمین
پیشینیان قبل از "فیثاغورث"، زمین را مستوی و مسطح میپنداشتند، ولی او و دانشمندان دیگر بر كرویت زمین به چند دلیل تمسك كردهاند:
1. فیثاغورث، فیلسوف شهیر یونانی در اواسط قرن ششم پیش از میلاد بر كرویت زمین استدلال كرد و گفت: هیچ شكل هندسیای كاملتر از كره وجود ندارد؛ چون همهی اجزای آن نسبت به مركز، كمال انتظام را دارد، و نیز اجرام آسمانی و از جمله زمین كه در نهایت كمال میباشد، جز بر این شكل كامل قابل تصور نیست.
2. ارسطو (384 ـ 322 قبل از میلاد) برای اثبات كرویت زمین گفت: در "مه گرفت"های جزیی (خسوف جزیی) كه سایهی زمین بر جرم ماه میافتد، جز به شكل مستدیر (منحنی) دیده نمیشود.
3. ارسطو همچنین استدلال كرد كه پارهای از ماده، چون به حال خود وا گذاشته شود، شكل كره به خود میگیرد و چون زمین ساكن و شناور در فضاست، شكل آن كروی است.
4. خورشید و ماه و سایر ستارگان، در همه جای زمین، همزمان طلوع و غروب ندارد؛ بلكه طلوع آنها در بلاد شرقی، زودتر از بلاد غربی اتفاق میافتد. همچنین، غروب در بلاد شرقی، زودتر از شهرهای غربی اتفاق میافتد و این، دلیل است كه سطح زمین، در میان مشرق و مغرب انحنا و كرویت دارد.
گفتنی است كه این، همان دلیلی است كه بر محور آن، امام صادق (علیهالسلام) با آن مرد گفتمان داشتند. آنچه اندیشوران بشری دارند، موروث از پیامبران پیشین است؛ چنانكه رسول گرامی اسلام (صلی الله علیه و آله و سلم) فرمود: " العلم میراثى و میراث الأنبیاء من قبلى" ؛ یعنی علم از پیامبران گذشته به ارث رسیده است و از من نیز به دانشمندان به ارث میرسد. لذا، عالمان راستین، وارثان پیامبران هستند.
5. دربارهی كرویت زمین از شمال به جنوب میتوان گفت: اگر كسی از جنوب به شمال سفر كند، ستارگانی را در ناحیهی شمال میبیند كه پیشتر بر او پوشیده بود و برخی از ستارگان شمالی كه پیش از آن برای وی طلوع و غروب داشت، " ابدی الظهور" میشود و پارهای ستارگان كه در جنوب برای وی طلوع و غروب داشت، از نظرش پنهان، و " ابدی الخفاء " میشود.
6. برای كروی بودن سطح دریاها ـ كه سهچهارم كرهی زمین را پوشانده است ـ چنین استدلال میشود: كشتیهایی كه از دور به شخص ناظر نزدیك میشوند، نخست سر دكل آنها دیده میشود و هرچه نزدیكتر شود قسمتهای پایینتر به نظر میرسد. 7. در قرن شانزدهم میلادی، "ماژّلانو" (Magellano) دریانورد پرتغالی، در سال 1519 در بندر "سان لوكر" واقع بر ساحل جنوبغربی اسپانیا به طرف مغرب در اقیانوس اطلس بادبان كشید و چون به مقابل قارهی آمریكا رسید، نزدیك سواحل شرقی آن، رو به جنوب پیش رفت و تنگهای را ـ كه اكنون به نام خود او معروف است ـ اكتشاف كرد و از آنجا وارد اقیانوس كبیر شد و در این اقیانوس تا جزایر فیلیپین پیش رفت و در اینجا در جنگی كه میان او و ساكنان این جزایر پیش آمد، كشته شد. از این پس، یكی از همكارانش دنبالهی كار و نقشهی او را گرفت و پس از گذشتن از اقیانوس هند از جنوبغربی آفریقا دوباره وارد اقیانوس اطلس شد و در سپتامبر 1522، پس از سه سال، به بندر "سان لوكر" رسید.
اینها برخی از دلیلهای كرویت زمین بود؛ البته با سیر هوایی و حركت سریع قارهپیما و وسایل پیشرفتهی امروز كه همهی كره زمین به منزلهی دهكدهای كوچك بهشمار میآید، فتوا به كرویت كرهی خاكْ سهل، و آگاهی از آنْ مقدور بسیاری از مسافران زمینپیماست
منبع:http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8243
نوشته شده توسط رامین در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 23:42 موضوع | لینک ثابت
|
قرآن مجید در آیه 38 و 40 سوره یس می فرماید: وَ الشَّمْسُ تجَْرِى لِمُسْتَقَرٍّ لَّهَا ذَالِكَ تَقْدِیرُ الْعَزِیزِ الْعَلِیم - لَا الشَّمْسُ یَنبَغِى لهََا أَن تُدْرِكَ الْقَمَرَ وَ لَا الَّیْلُ سَابِقُ النهََّارِ وَ كلٌُّ فىِ فَلَكٍ یَسْبَحُون: و خورشید (نیز برای آنها از نشانه های خدا است) که پیوسته به سوی قرارگاهش در حرکت است، این تقدیر خداوند قادر و دانا است – نه برای خورشید سزاواراست که به ماه برسد و نه شب بر روز پیشی می گیرد، و هر کدام از آنها در مسیر خود شناورند». منبع: |
نوشته شده توسط رامین در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 23:41 موضوع | لینک ثابت
منبع:http://www.tahoordanesh.com/page.php?pid=8239
قرآن در چند مورد به این قانون اشاره دارد:
1. " اللّه الّذی رفع السّموات بغیر عمدٍ ترونها ثم اسْتوی علی العرش و سخّر الشّمس و القمر كلّ یجری لأجل مسمّی یدبّر الأمر یفصّل الایات لعلّكم بلقاء ربّكم توقنون" سورهی رعد، آیهی 2؛ خداوند، همان كسی است كه آسمانها را بدون ستونهایی كه آنها را ببینید برافراشت؛ آنگاه بر عرش استیلا یافت و خورشید و ماه را رام كرد كه هریك برای مدتی معیّن به سیر خود ادامه میدهند. خداوند در كار آفرینش تدبیر، و آیات خود را به روشنی بیان میكند؛ امید كه شما به لقای پروردگارتان یقین حاصل كنید.
2. "خلق السّموات بغیر عمد ترونها و ألقی فی الأرض رواسی أنْ تمید بكم و بثّ فیها من كلّ دابّة..." سورهی لقمان، آیهی 10؛ آسمانها را بیهیچ ستونی كه آن را ببینید آفرید و در زمین كوههای استوار بیفكند تا مبادا زمین شما را بجنباند و در آن از هر گونه جنبندهای پراكنده كرد.
"حسین بن خالد" گوید: از امام رضا (علیهالسلام) درباره این آیه سؤال كردم: "و السماء ذات الحبك" سورهی ذاریات، آیهی 7.
فرمود: آسمان و زمین در هم شبكه شده است و انگشتان دستان خویش را در هم داخل كرد.
گفتم: چگونه آسمان و زمین در هم شبكه شده است (و همدیگر را نگه داشتهاند) و حال آنكه خداوند میفرماید: "...رفع السّموات بغیر عمدٍ ترونها..." سورهی رعد، آیهی 2.
فرمود: منزّه است خدا (سبحان الله)، آیا نمیفرماید: "بغیر عمدٍ ترونها"؟
گفتم: چرا.
فرمود: پس ستونی وجود دارد، ولی شما آن را نمیبینید: "فثّم عمد ولكن لاترونها" .
حسین بن خالد در فهم آیه به اشتباه افتاده بود و خیال میكرد كه معنای آیه این است كه آسمانها چنانكه میبینید بدون ستونها برافراشته شدهاند؛ ولی امام رضا (علیهالسلام) فرمود: آسمانها را بدون ستونی كه ببینید بالا برد؛ یعنی ستون دارد ولی شما آن را نمیبینید و آن ستون نیز به گونهای است كه مایهی تعادل زمین و آسمان شده است و انگشتهای خود را بدین منظور در هم شبكه كرد.(1)
توضیح اینکه: در زمان نزول آیات قرآن، تنها فرضیه ای که بر افکار دانشمندان آن عصر، و قرنها بعد از آن و قبل از آن، حاکم بود فرضیه هیات «بطلمیوس» بود که با تمام قدرت بر محافل علمی جهان حکومت می کرد و طبق آن، آسمانها به صورت کراتی تو در تو همانند طبقات پیاز روی هم قرار داشت، و زمین در مرکز آنها بود، و طبعا هر آسمانی متکی به آسمان دیگر بود، ولی بعد از حدود هزار سال از نزول قرآن، بطلان این عقیده با دلایل قطعی ثابت شد، و نظریه افلاک پوست پیازی به کلی کنار رفت و این معنی مسلم شد که هر یک از کرات آسمانی در مدار و جایگاه خود معلق و ثابت است و هر چند مجموعه ها و منظومه ها دارای حرکتند، و تنها چیزی که آنها را در جای خود نگه می دارد، همان تعادل قوه جاذبه و دافعه است، قوه جاذبه – که می گوید هر دو جسمی، یکدیگر را به نسبت مستقیم جرمها و به نسبت معکوس مجذور فاصله ها جذب می کنند – سبب می شود که همه کرات آسمانی باسرعت به سوی هم حرکت کنند، و در مرکز واحدی جمع شوند، ولی حرکت دورانی که در سیارات و یا منظومه ها وجود دارد،- می دانیم خاصیت دورانی همان گریز از مرکز می باشد- سبب می شود که این کرات و منظومه ها، به سرعت از هم دور شوند، (درست مانند فرار آتش گردان هنگامی که در حال چرخیدن، سیم آن قطع شود که هر یک از قطعات آتش به نقطه دور دستی پرتاب می شود) حال اگر قوه جاذبه دقیقا با قوه دافعه مساوی باشد، نه ذره ای کمتر و نه ذره ای بیشتر، در این صورت ستون نیرومند نامرئی به وجود می آید که آنها را در جای خود ثابت نگه می دارد، همان گونه که کره زمین ما میلیونها سال است در مدار معینی بر گرد خورشید حرکت می کند، نه جذب آن می شود و نه از آن دور می گردد، و این از نشانه های عظمت خدا، و از نشانه های اعجاز قرآن است.
(2)
بنابراین، نیروهایی كه قرآن از آنها نام میبرد و سبب برپایی زمین و آسمانها میشوند، چه بسا قانون جاذبه و نیروی گریز از مركز و دیگر نیروهایی باشد كه تاكنون شناخته نشده است؛ البته احتمالهای دیگر فیزیكی و ریاضی، كاملا ً مطرح و صلاحیت عرضهی علمی دارد.
امیرالمؤمنین (علیهالسلام) میفرماید: "هذه النجوم الّتى فى السَّماء مدائن مثل المدائن الّتى فى الأرض مربوطة كلّ مدینة إلی عمود من نور طول ذلك العمود فى السّماء مسیرة مأتین و خمسین سنة" ؛ ستارگان آسمان، شهرهایی است مانند شهرهایی كه در زمین قرار گرفته است. هر شهری (ستارهای) به ستونی از نور بسته شده است و طول آن برابر مسافت دویست و پنجاه سال راه میباشد.
سخن حضرت علی (علیهالسلام) می تواند تفسیری بر آیات بالا و دیگر آیاتی باشد كه ناظر به قوانین حاكم بین اجرام فلكی و اجسام عنصری است، كه قابل انطباق بر جاذبهی عمومی است؛ البته همانگونه كه قبلا ً بازگو شد، مجال پژوهش دربارهی هر احتمال دیگر وجود دارد. علامه طباطبایی (رحمهالله) مینویسد:
"اگر یك جرم فضایی بتواند بدون ستونی كه بر آن تكیه كند، سرپا بایستد، پس میتواند به واسطهی سبب ویژه و طبع خاص یا جاذبه عمومی نیز به اذن خدا سر پا بایستد" .
"موریس مترلینگ" (1862 ـ 1949م) نویسنده و متفكر و محقّق مشهور بلژیكی و گیرندهی جایزه ادبی نوبل در سال 1919 میلادی و عضو آكادمی فرانسه، پژوهش دربارهی قانون جاذبه را به دانشمندان پیش از اسلام نسبت داده و نوشته است:
" قانون بزرگ جهان كه تاكنون قانونی بزرگتر از آن به نظر نوع بشر نرسیده است، قانون جاذبه است كه "نیوتون" دانشمند معروف انگلیسی آن را كشف كرد. "پلوتارك" كه چندین قرن پیش از میلاد میزیسته است، در كتاب خود میگوید: ما حیرت میكنیم كه چرا ماه سقوط نمیكند و روی زمین نمیافتد. "كپلر" منجم معروف آلمان، خیلی زودتر از نیوتن درصدد برآمد كه قانون جاذبهی زمین را كشف كند. او گفت: ستارگان به نسبت مكعب مسافت میان خود، یكدیگر را جذب میكنند.
نیوتن در انگلستان، مطالعات و محاسبات كپلر را تعقیب كرد و شانزده سال مشغول محاسبه بود تا توانست قوهی جاذبه را كشف كند و بگویـد: F = G و نظر كپلر را كامل كند" .
یعنی نیروی جاذبه (F) برابر است با ضرب 8 610/6 = G در m در M (جرمهای بزرگ و كوچك) تقسیم بر فاصله(2 r ) اِر به توان دو، و به تعریف دیگر، هر ذرّهی مادّه در جهان، ذرّهی دیگر را با نیرویی جذب میكند كه متناسب با حاصلضرب جرمهای آنهاست و با مجذور فاصلهی میان آنها نسبت عكس دارد.
همانگونه كه قبلا ً ارایه شد، دانش تجربی و فنّ طبیعی، توان تعلیل نهایی را از یك سو، و قدرت تحدید علت و بیان علت منحصر را از سوی دیگر ندارد؛ زیرا اصل قانون علّیت، مطلبی عقلی است،نه تجربی، و حصر علّت نیز بدون استمداد از اصل تناقض و سایر مبادی تصدیقی فلسفی میسور نیست و چنین شهامتی جز در قلمرو حكمت برهانی پدید نمیآید. لذا، مادامی كه قانون جاذبه و مانند آن در مدار اصل علّیت و نیز در محور حصر در نیاید، جزم علمی به اینكه علّت، اصل جاذبه است و اینکه علت منحصر نیز همین جاذبه است، حاصل نخواهد شد. (3)
نوشته شده توسط رامین در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 23:39 موضوع | لینک ثابت
شمارش واژه های رحمن و رحیم در قرآن
با استفاده از نرم افزار پارس قرآن شمارش واژه رحیم بدین صورت است:
الرحیم 34 بار
رحیم 61 بار
رحیما 20 بار
که جمعا ۱۱۵ تکرار می شود. یکی از این رحیم ها در آیه ۱۲۸ سوره توبه است که با حذف آن تعداد رحیم می شود: ۱۱۴ که بر ۱۹ بخش پذیر است.
در مورد شمارش واژه رحمن، نتیجه بدین صورت است:
الرحمن 45 بار
بالرحمن 3 بار
للرحمن 9 بار
که جمعا ۵۷ بار است و بر ۱۹ بخش پذیر می باشد.
---------------برای آگاهی بیشتر در مورد اعجاز قرآن و عدد 19-----------
دانلود متن انگلیسی کتاب ماورای احتمال نوشته ی مرحوم دکتر راشد خلیفه در باره ی اعجاز قرآن و عدد 19
دانلود ترجمه ی فارسی بخشهایی از متن این کتاب
دانلود ترجمه ی فارسی مقاله ی قرآن و کامپیوتر نوشته ی دکتر راشد خلیفه
برای دانلود با فرمت pdf کلیک کنید.
تعداد دیگری از مطالب با موضوع اعجاز عدد 19
اشکالات مطرح شده در مورد عدد 19
ماورا احتمال
نوشته شده توسط رامین در سه شنبه چهاردهم مهر 1388 ساعت 23:38 موضوع | لینک ثابت
QURAN MIRACLE OF MIRACLES Miracle of atom
نوشته شده توسط رامین در جمعه دهم مهر 1388 ساعت 21:19 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ
بدلیل نزدیک شدن به فصل کنکور تا مرداد 89 و شاید هم برای ... دیگه نیستم اگه خواستید من را لینک کنید بعد از آنکه آمدم شما را لینک می کنم.
سلام بر حسین
فهرست اصلی
دوستان
دکتر علی شریعتی
آرشیو مقالات اعجاز علمی قرآن
لینک باکس برای سایتهای اسلامی
آزادی در اسلام
سیره ی عملی 14 معصوم
اعجاز علمی قرآن(میهن بلاگ)
سربازان اسلام(پاسخ به شبهات و تهمت ها)
شگفتی های قرآن
شمیم حقیقت
پیوندهای روزانه
اعجاز علمی قرآن سهاب چشم گربه(بسیار خواندنی)
چرا قرآن گوشت خوك را حرام شمرده است؟
اعجاز قرآن کریم در کوهها
برداشت یک دانشمند از نکته هایی در مورد جنین شناسی در قران
کشف آثار شق القمر توسط ناسا
سیستم خود دفاعی مورچه در قرآن
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY